ابزار وبلاگ

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دفــاع مـقـدس - بصیرت مرز بین خواص و عوام

بصیرت
بصیرت مرز بین خواص و عوام


 

نویسنده : احمد ابراهیمی هرستانی
منبع : اختصاصی راسخون




 

چکیده :
 

جامعه به دو گروه ،خواص وعوام دسته بندی شده است .خواص اهل تحلیل وتجزیه مسائل اند وعوام در مقابل ،بدون آگاهی وشناخت مسائل به روندی از زندگی مشغولند ودر حرکت موج عمومی جامعه، با آنان همیارند . گروه خواص نقش بسزایی در فضای اجتماعی داشته و خصوصیاتی از قبیل بصیرت ، حمایت به هنگام از حق ، ولایت مداری ،حق محوری را دارند ومسولیتهای ایجادبصیرت رابر دوش می کشند والبته خواص دارای آفاتی از قبیل دنیا طلبی ،ملاحظات خویشاوندی، بوده که جامعه را به شکست می کشانند که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است .
کلید واژه :خواص ،بصیرت ،حق ،ولایت ،دنیا گرایی

مقدمه :
 

حوادث ووقایع تاریخ گویایی این مطلب است که جامعه هرگاه مسیر حق را به راحتی وآرامش طی کرد،خواصی در آن مسیر که نقش کلیدی وبنای حق مداری را بر عهده داشته اند . خواص همان افرادی اند که عضو جامعه هستند ولی در برابر مسائل بی تفاوت نیستند .وبا بصیرت کامل موضع گیری به حق دارند ،خواص دارای ایمان نابی هستند که آنها را به طرفداری وحمایت از حق کشانده است واز طرفی خواص باطل نیز وجود دارند و در عین حالی که خواص جامعه اند، اما در مقابل دلبسته به زر وسیم دنیایند .آنها در هیچ مقطعی، مطیع نبوده واوامر ونواهی ولی خود را انجام نمی دهند .

خواص چه کسانی هستند ؟
 

در هر جامعه ای افراد آن به دو گروه ،با دو خصوصیت متفاوت قرار دارند .گروهی خواص اند ودیگری عوام .گروه خواص عبارتند از :کسانی که دارای دو ویژگی هستند اولا،از قدرت وتوان بالای تجزیه تحلیل مسائل بر خوردارند وثانیا ،عملکرد آنان براساس ومبنای حق استوار است . وهمین خواص نیز به دو دسته اند ؛یکی کسانی که در مقابله با دنیا (مقام ،شهوت ،پول ،لذت )موافقند وعده ای که موافق نیستند . دسته ای از خواص که موافق دنیا هستند ،توان تجزیه مسائل را دارند اما آن جای که پای تکلیف سخت به میان است نمی توانند ازمتاع دنیا خود را جدا ساخته وبه به طرفداری حق روی آورند ،به این جهت حق را به مسلخ آورده، خواهند کشت ،همانطور که حسین علیه السلام را به مسلخ کربلا کشانده وبه شهادت رساندند .خواص موافق دنیا ،حق را می شناسند ،طرفدار حق اند در عین حال در مقابل دنیا پایشان می لرزد .همانطور که در این مورد مقام معظم رهبری فرمودند :«اگر کسانی که برای جانشان راه خدا را ترک می کنند ،آن جای که باید حق بگویند ،نمی گویند ،چون جانشان به خطر می افتد ،یا برای مقامشان ،یابرای شغلشان یا برای پولشان ،یا برای اولادشان ،برای محبت به خانوادهاش ،برای محبت به نزدیکان ودوستانشان ،راه خدارا رها می کنند ؛اگر عده اینها زیاد بود آن وقت واویلاست ،آن وقت حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت ؛به قتلگاه کشیده خواهند شد ،یزیدها سر کار می آیند وبنی امیه بر کشوری که پیغمبر به وجود آورده بود هزار ماه حکومت خواهد کرد وامامت به سلطنت تبدیل خواهد شد .»(1) خواص طرفدار دنیا،دنیایش بیشتر برای او اهمیت دارد ازاین رو حاضر می شوند حاکمیت باطل را قبول کرده وپشت به حق نمایند ولی خواصی که موافق دلبستگی به دنیا نیستند آنچه برایشان اهمیت دارد محوریت حق است اگر چه هیچ وقت نتوانند دنیا (پول ،مقام و... )را بدست آوردند بنابراین با تسلیم در مقابل حق واطاعت اوامر الهی ،به تکلیف عمل می نمایند اگر چه مخالف با دنیایشان باشد (حیات فرات ص24)

عوام پیرو موج عمومی
 

اما در مقابل خواص ،عوام اند ،کسانی که خصوصیت ویژگی بصیرت را نداشته موضع مخالف با حق دارند . اینان با توجه به حوادث ووقایعی که در یک جامعه رخ می دهد هیچ گاه در تفکر اینکه بدانند کدام صحیح بوده ،بسنجند یا تحلیل کنند وآگاهی پیدا کنند ،وموضع بگیرند ،نبوده اند .آنها فقط نگاه به جو عمومی جامعه می اندازند وتصمیم گیری وعمل می کنند ،وانتخاب آنها همان سمتی است که عموم در آن سمت قرار دارند نه این که مسائل را با بصیرت بنگرند .لذا در جایگاه تکلیف ،حمایت از حق را فراموش می کنند ولباس تخلف از حق را ونابودی آنرا بر تن می نمایند . پس با این تعریف باید افراد جامعه خود را از عوام بودن به معنای که بیان شد خارج کنند ؛یعنی در صدد برایند تا نفوذ بصیرتشان در مسائل وتکیه ومبنای آنها بر محوریت حق قرار گیرد تا دچارسردرگمی وتحیر نشوند واز طرفی استقامت وپایداریشان از حمایت حق استمرار داشته باشد نه آنکه در یک محدودهای بصیرت داشته ودرزمانی دیگر از آن دور شده باشند .

مرز بین خواص و عوام «بصیرت» است
 

موضع گیری خواص بر مبنای «بصیرت »است .اینان بر اساس تفکر وتحلیل وتجزیه مسائل وتشخیص ،تصمیم گیری می کنند و سپس عمل می نمایند .آنها با قرار دادن محوریت حق خود واطرافیان را تنظیم می کنند که مبادا از مرز حق پا را فراتر قرار دهند اینان تا بهره گیری از بینش وبصیرت کامل را نیابند خود را وارد عرصه میدان جهاد قرار نمی دهند .همانطور که علی علیه السلام فرمودند :«حملوا بصلئرهم علی اسفیائهم » (2) آنها بصیرتها واندیشه های روشن وحساب شده خود را بر شمشیرهای خود حمل می کنند . آری این چنین انسانهای تعلیم دیده وبا بصیرت بودند که توانستند جایگاه رسالت خود را در زمینه اهداف اسلام به ثمر بنشانند .

تقوا مهمترین عامل «بصیرت»
 

«یا ایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا »؛(3) ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر تقوا پیشه کنید خداوند برایتان فرقان قرارمی دهد (روشن بینی خاص که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت)در سایه تقوای الهی است که انسان به بصیرتی دست می یابد که در بحرانهای گوناگون راه صواب وحق را می نماید، در گستره تقواست که انسان بصیرتی می یابدکه آن چه برای دیگران در حجاب است برای او عیان می شود . راز بسیاری از انحرافات از مسیر حق ،در جامعه (مدرنیته وغیر مدر نیته )رعایت نکردن اصل تقواست .انسان های بی تقوا خود را در گرو آرزوهای دلشان وابسته کردهاند بطوریکه با بروز آنها روی حق پا می گذارند .

فرهنگی که انسان را قربانی می کند
 

غربزدگی امروز می خواهد افراد متقی را از مسیر بصیرت به سمت انتخاب، راه نا آگاه وتن دادن به فرهنگ «تن آسایی»وتخریب تمام بناهای معنوی آدمی بکشاند تا از این طریق عمق اندیشه وتفکر اورا صاحب گردد ،غرب در صدد است نگذارد افراد به تحلیل وتجزیه مسائل دست پیدا کنند .بهترین حربه او گریزان کردن افراد از آداب مذهبی وبی محتوا کردن بنای حق وحقیقت است . ودر اینجاست که عنوانهای واهی وبی محتوا نمایان می شود وشخصیت معنوی وانسانی محو ونابود می گردد .وقتی افراد به رفاه ووسعت طلبی در زندگی مشغول شدند فرصت انتخاب حق یا باطل وشناخت آن را نخواهند داشت پس سیر غرب ،سیر نابودی بنای حق محوری انسان است که اورا به، بصیرت وآگاهی می کشاند .غرب جایگاه مذهب ومعنویت را در اصل صحنه رقابت بین حق وباطل می داند به همبین جهت می خواهد قدرت تشخیص را از آنان بگیرد وآنان را از سیطره حکومت دینی بیرون بکشاند واز گوهر خویش بازشان دارد .بنابراین ماندن در مسیر حق بصیرت می خواهد وبصیرت تقوا لازم دارد وتقوا سر سپردن وتسلیم شدن در برابر اوامر ونواهی الهی است که بدین وسیله انسان صاحب علم ودین وبینش خاص می گردد . .ومدار زندگی اش را بر فراز حق مداری بنا می کند .

خواص حمایت به هنگام در برابر حق دارند
 

جریان هایی در یک جامعه وجود دارد که گاهی حق از باطل کاملا روشن وگاهی در ابهام وتاریکی قرار دارد در این جریان مقتضای تقوا وایمان وجانبداری آشکار از حق وبرخورد منفی با باطل است امام صادق( علیه السلام )فرمود :«ان من حقیقه الایمان ان توثر الحق وان ضرک علی الباطل وان نفعک »(4)همانا از حقیقت روح ایمان آن است که حق را بر باطل ترجیح دهی ،هرچند گرایش به حق به زیانت بوده وگرایش باطل به نفعت باشد.در شاکله وجود خواص بی طرفی در برابر حق وجود ندارد .در روایتی ازامام علی (علیه السلام )به آصف بن قیس فرمود :«الساکت اخو الراضی ومن لم یکن معنا کان علینا »(5)آن کسی که ساکت است( از حق حمایت نکرده، باطل را محکوم نمی کند )برادر کسی است که به باطل رضایت داده وآن کسی که با ما نباشد ،بر ماست .. آری ،بیشترین مسولیت انحراف جامعه برعهده خواصی است که برابر حق ساکت ماندند وسخن بر لب نداشتند ،حق را شناختند اماحمایت نکردند واینان همان معصیت کاران مستحق مجازات الهی اند .خواص حامی حق اند ،اما به وقت ودر زمان مناسب ،گاهی حمایت آنان از حق درزمان از دست رفته است و دیگر نقش موثری نداشته زمینه شکست حق را بدنبال خواهد داشت .حمایت از حق اصل کلیدی در حاکمیت وارزش بزرگی محسوب می گردد که خواص آنرا دارا هستند .. اما حمایت به موقع خواص بدان معناست که تنها از جان بلکه از مال ودارای های خود نیز در مقاطع بحرانی اسلام دریغ نورزند .خواص موضع حقی را که اتخاذ کرده اند بر آن پایدارند وهیچ گاه در قاموس آنها پشیمانی وندانمت از موضع حق دیده نمی شود ،چرا که حقجویی وحق گزینی نه تنها مایه پشیمانی نبوده بلکه سر بلندبی را به همراه دارد .اینان چون از آغاز حمایت وموضع از حق دارند خود را در برابر همه پیامدهای آن آماده می کنند وهیچ نگرانی وحزنی ندارند .خواص اهل معامله گری (حق فروشی )نیستند،حق اصل مقدسی است که ا فراد بسیاری ،جانشان را بر سر آن گذاشتند از کسانی که ستیزه با علی علیه السلام داشتند ،می خواستند که مولا دست از ارزشها بردارد وبه معامله گری با آنها بپردازد تا برای حکومتش هیچ مشکلی پیش نیاید ولی علی( علیه السلام) حاضر به امتیاز دهی در مقابل معامله با «حق»ولقمه چربی را که در مقابل چشمان جاه طلبان حکومت نامیده می شد ،نبودند واین یک قاعده است که خواص همیشه در عالمی از ایمان بسر میبرند که هیچگاه حاضر به معامله گری با ستمگران نیستند چرا که ستمگران وقتی حق وحقیقت ودین را تحمل نکردند ،سعی می کنند مظاهر اصلی حق ودین را نابود کنند وتحت تاثیر تبلیغاتشان حق را از صحنه جامعه پاک کنند این خواص که پایبند به حق اند ووفادار به آن ،حتی اگر تمام جو جامعه را جهالت وگمراهی فراگیرد اما عده ای نان به نرخ روز می خورند، چند روزی طرفدار اسلام اند به جهت جو اسلامی آن وروزی هم ... لذا آنها به جهت حق بودن اسلام حمایت از آن نمی کردند بلکه بخاطر غالبیت جو زمانه بدان پایدار بودند لذا در جو گمراهی باز هم خواص به حق وفادار وحاضر به معامله با ایدآلهای تخیلی وواهی ستمگران نیستند زیرا غیر حق واقعیت نیستند لذا اینان بر سر غیرواقعیات هیچ گاه اندیشه معامله گری نخواهند داشت حتی اگر به کشته شدن آنان بیانجامد .

خواص ،ولایت گریز نیستند
 

یکی از ویژگیهای بارز خواص «ولایت پذیری»است ،یعنی پذیرش ولایت ولی حق که از پشتوانه مشروعیت الهی بر خوردار است تاریخ عبرت آموز اسلام از آنگاه که رسول خدا( صلی الله علیه واله وسلم) رایت حکومت اسلامی را در مدینه بر افراشت ،نشان می دهد که هرگاه اطاعت وتبعیت از دل بود، اسلام در همه صحنه ها ،قدرتمند وپر صلابت پیش رفت وموانع را ،اگر چه سخت ودشوار بودند از پیش پای مسلمین برداشت .در زمان رسول خدا ،چون وچرا کنندگان وآنها که امر خدا را برای جهاد به زمستان واز زمستان به فصلی که محصولشان را درو کنند حواله می دادند ،بارها قلب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را آزرند وتنها آنها که ایمانشان ناب بود وتسلیم محض ولایت ونبوت محمدی( صلی الله علیه وآله)بودند در اجرای فرمان می کوشیدند .مگر در جنگ احد چند مسلمان واقعی جان رسول الله (صلی الله علیه واله) را در میان گرفتند تا قطب عالم اسلام وجان جهان را حفظ کنند ؟چرا امام علی (علیه السلام )نود زخم بر تن گرفت ولی اذن نداد تا مشرکان بر رسول خدا دست یابند در حالیکه گروه کثیری از اصحاب ازمیدان گریختند ؟ چرا علی (علیه السلام) در ماجرای هجرت رسول خدا از مکه به مدینه در جای پیامبر بی هیچ پرسشی وتردیدی می آرامد وشمشیرهای کینه توز مشرکان را بر جان خود متوجه می کند تا پیامبر بتواند از جریان توطئه ها به سلامت هجرت کند ؟آری ولایت پذیری در عرصه های تاریخی اسلام ،برای بدخواهان نشانه ای است تا بدانند در حریم ولایت هر تیری که وارد بشود ،آنان که ایمان ناب دارند هیچ ابهام وتردید نداشته خود را سپر تیر شیطانی آنها می کنند وتسلیم امر ولایت هستند .قرآن کریم می گوید مومنان واقعی آنانند که عملا ولایت پیامبر را بپذیرند :«فلا ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت وسلموا تسلینما »(6)به پروردگارت سوگند که آن ها مومن نخواهند بود مگر این که تورا در اختلافات به داوری طلبند سپس در دل خود از داوری ات احساس ناراحتی نکنند وکاملا تسلیم باشند .«عبدالله بن یعفور »از یاران برجسته ومورد احترام حضرت امام صادق (علیه السلام )است اومفسیر قرآن بود ودر مسجد کوفه د رس تفسیر داشت .(7) او می گوید روزی به امام صادق (علیه السلام )عرض کردم :«واللهلو فلقت رمانه بنصفین فقلت هذا حرام وهذا حلال لشهدت الذی قلت حلال حلال وان الذی قلت حرام حرام .فقال رحمک الله رحمک الله »(8)؛ به خدا قسم اگر اناری را دو قسمت کرده ونیمی از آن را حلال ونیم دیگر را حرام کنی ،من تسلیم حلال شما را حلال وحرامتان را حرام می دانم .امام (علیه السلام )دوباره مرا دعا کرد وفرمود :خدا ی، تو را مشمول رحمتش سازد . آری اینان چهره های محبوب وبرگزیده یاران امامان (علیهم السلام) بودند که در جهت مطیع بودن حتی از حیثیت خود نیز می گذشتند .لذا خواص ،هیچ گاه از ولایت پذیریشان دست نشستند وآنرا به ورطه سستی وهلاکت نکشاندند ،مصیبتهای سنگین را بر جان ومال وآبروی خود خریدند اما دست در دست غاصبان ومسند نشینان توطئه گر وشوریدگان بر ولایت نگذاشتند .

ولایت شعاری عوام
 

بین ولایت پذیری وولایت شعاری تفاوت فراوانی وجود دارد .بسیارند آنان که دم از ولایت می زنند اما «ولایت پذیر »نیستند .اشتباه عوام آن است که بین «ولایت پذیری »و«شعار ولایت »فرق نمی گذارند آنان که فقط شعار ولایت بر زبان دارند ،دین دارند ولی می گویند مرزهای فکری واخلاقی چه معنایی دارد ؟همه باید با هم زندگی کنند ودنیا به دست عقلای قوم باشد وآخرت بدست روحانیان .اگر کیسه های زر به خیمه گاه شان وارد شد ،حقانیت علی (علیه السلام) وامام حسن (علیه السلام) وحسین شهید (علیه السلام) را با بی اعتمادی به ولایت کنار می گذارند پس ضعف آنان در ولایت پذیری آنان است چرا که اینان دنبال شعارهستند وهر گاه این شعار کم وکاستی پیدانمود اینان نیز به سستی وضعف کشانده می شوند .عوامی که شعار ولایت بر زبان دارند در صحنه التزام عملی به ولی خود پشت کرده وخود باطلی می شوند در برابر حق آری حاصل «شعار ولایت »پوک شدن مسلمانان از درون ومشتبه شدن امور بر آنان وسست شدن رابطه مقدس ولًی ومردم خواهد شد .عوام شعار طلب ،حریم شکنانی می شوند که تمام قداست ها واعتقادات رازیر پا می نهند تا به مقصد نهایی خود برسند .

مسولیتهای خواص
 

مهمترین رسالتی که نخبگان وفرهیختگان جبهه حق بر عهده دارند این است که هرگز عوام بودن را بر مردم نپسندند ودر راه ایجاد بصیرت وآگاهی در میان توده های مردمی از هیچ کوششی دریغ نورزند .زیرا خود ،به خوبی می دانند که بیمه شدن جامعه در مقابل انحرافات تنها با اشاعه آگاهی در میان توده ها میسر است وهر اندازه توده های مردمی به عنوان پشتوانه های نظام حق، از معرفت بهره مند شوند ،احتمال وقوع کژی وانحراف در جامعه کمتر خواهد بود .نهضتهای حق همانند سایر قیامهای مردمی دو مرحله کاملا متفاوت دارند :قبل از پیروزی نهضت، مومنان برای غلبه بر طاغوتیان ستمگر می کوشند.بدیهی است در چنین مرحله ای مومنان به صبر در مقابل شدائد امتحان می شوند پس از تآسیس نظام اسلامی احیانا با تهاجم دشمنان ،صحنه های دیگری از امتحان رقم می خورد . در این هنگام مومنان برای حفظ نظام، خود را موظف به دفاع می بینند البته در این مسیر توده های مردمی به رهبری خواص ،نقش عمده ای را بر عهده دارند اکنون در دوران صلح وآرامش ورفاه آزمون دیگری مقرر می گردد :امتحان به« مقام »و«جاه »،«منصب» ،«مال» ،«قدرت» است.( 9)

آفات خواص
 

آفاتی که خواص را تهدید می کند بصورت فهرست وار عبارتند از :

1-دنیا گرایی
 

گرایش به دنیا آفتی است که خواص را بیش از عوام تهدید می کند ،این آفت برای همه هست اما برای اینها بیشتر است ،زیرا دنیا انواع واقسام دارد .بعضی چیزها برای همه کس قابل دسترسی نیست ،این خواص هستند که دارای قدرت دانایی وبصیرت هستند .سامری که مردم را گمراه نمود آن بت راساخت وپیروان، حضرت موسی(علیه السلام) را گمراه کرد ،فردی عادی نبود ،آدمی فهمیده ،با سواد بود که توانست دیگرا ن را گمراه کند هر کسی نمی تواند گمراه کند .دنیا برای همه آماده نیست .همین شریح قاضی که به قتل امام حسین (علیه السلام )حکم کرد ،برق طلا ونقره چشمش را خیره کرد وپاره روی دینش گذاشت ؛این دنیا طلبی است که جامعه وخواص را در وضعیت نامطلوب قرار می دهد .

2-ملاحظات خویشاوندی ودوستی
 

ملاحظات خویشی وقومی ودوستی از مظاهر جلوه های دنیاست .تربیت اسلامی می گوید که باید برای یک انسان مکتبی محور، تمامی رفتارهای محبت خداوند باشد ودیگر محبتها باید در این شعاع تنظیم شود و.«احسان به والدین در قرآن کریم حریم فوق العاده ای دارد ودر چهار آیه قران در کنار توحید آمده است .این حریم به حدی است که برخی از فقیهان می گویند اطاعت امر والدین از نماز اول وقت مهمتر است ومی تواند فرزند نماز مستحبی را به خاطر امر والدین بشکند ولی این حریم در شعاع حریم خداوند است .بر این اسااس ،اگر پدر ومادر ،فرزند رادرمسیر شرک قرار دهند ،فرزند نباید اطاعت کند . امام علی (علیه السلام) به نذر بن جارود عبدی که به بیت المال خیانت کرده بود نوشت :«...وتصل عشیرتک بقیعه دینک ...»پیوند با خویشاوندانت را به بهای بریدن از دینت بر قرار می کنی »(10)امام علی (علیه السلام )فرمودند :«بدبخت ترین مردم کسی است که دینش را به دنیای دیگران بفروشد »(11)

3-ساده لوحی وساده اندیشی ا
 

اگر ما به تاریخ نگاه کنیم ،می بینیم که در صفین امیر المومنین علیه السلام را انسانهای ساده لوحی چون ابوموسی اشعری ها شکست دادند نه معاویه ونه عمر وعاص ها ،ساده لوحان همان کسانی اند که مالک اشتر را مجبور کردند از کنار خیمه فرماندهی معاویه عقب نشینی کند .( 12)

4-نفوذ اندیشه های بیگانه
 

فرهنگ وآداب بیگانگان آفتی است که خواص را تهدید می کند عوام دسترسی به اینها ندارند .عوام تابع خواص هستند واین که می توانند مطالعه وبرسی کنند می توانند سفر خارجی بروند وبا دیگرامن ارتباط داشته باشند .نفوذ اندیشه های بیگانه از طریق همین خواص ،منتها هوخواص طرفدار باطل ،گاهی هم خواص طرفدار حق گاهی هم به قصد خدمت .همیشه هم خیانت نیست آمدند بگویند اسلام هم همان دموکراسی غربی را می گوید واز همین جا دچار انحراف شدند .( 13) واین از مهمترین لغزشی های است که بدان دچار هستند که اگر دچار آن شدند از رحمت خدا دور خواهند شد .

5- خسته شدن وبریدن در برابر فشارها
 

باز این آفت بیشتر سراغ خواص می رود ،خواص پیش خود تحلیل می کنند که فشار ،دنیا ،فشار دشمنان ،قدرتمند چه می شود .بر اساس آن تحلیلها می آیند وحتی مصلحت اندیشی می کنند اما واقعیت مطلب این است که خود آنها خسته شده اند ،تاکی بجنگیم ؟تاکی محاصره اقتصادی ؟مگر نمی شود از راه مذاکره کاری کرد ؟این حرفها مال خواص است وهوشیاری در برابر این مسائل ،تنها راه نجات است . (14)

نتیجه :
 

اصولا در هر جامعهای خواص ونخبگان آن ،افرادی جهت ده وتصمیم ساز هستند ودیگران به آنها نگاه می کنند وپیروی می نمایند،از این جهت نقش تأثیر گذار آنها در جامعه چیزی است که نمی توان به راحتی از آن عبور کرد ،به همین دلیل در طول تاریخ انحراف یا شکست حکومت بخاطر نفوذ خواص وانحرافات آنان است .که باید توجه لازم برای بدان صورت گیرد .ویکی از مهمترین مسئولیتهای خواص ،بر دوش کشیدن این امر مهم است که نگذارند مردم به سمت عوام گری پیش بروند وبه آنها بصیرت وآگاهی دهند وثانیا حمایت از حق واستمرار آن خود را بیمه حق محوری الهی نمایند با همسونشدن با دنیا طلبی دنیا خواهان ،حکومت حق را استوار ساخته از خطرات وانحرافات مصون دارند

پي‌نوشت‌ها:
 

1. حیات فرات ،ص25
2. نهج البلاغه خطبه 150
3. سوره انفال آیه 29
4. خصال ج1ص53ح70
5. بحار الأنوارج74ص421
6. نساءآیه 65
7. الخلاص ص170
8. قاموس الرجال ج6ص241
9. مجله مصباح،ش23
10. نهج البلاغه ،نامه 71
11. بحار الآنوارج72ص270
12.مجله مصباح ش23ص28 سال1376
13.رسالت خواص ،خاتمی ،سید احمد ص98
14.همان
 

منابع ومأخذ :
1.قرآن کریم
2. نهج البلاغه
3.بحار الأنوار ،مجلسی ،محمد باقر ،نشر موسسه الوفاء،بیروت
4.رسالت خواص ،خاتمی ،سید احمد ،نشر دفتر تبلیغات اسلامی ،قم، چاپ چهارم
5. حیات فرات ،هیأت مذهبی دانشجویی ،چاپ 1384
6. بررسی نقش خواص در تحولات جامعه اسلامی ،عراقی محمدی ،مجله مصباح ش23،سال 1376
7.بررسی نقش خواص در عصر پیامبر ،وکیلی ،هادی ،مجله مصباح ش23،سال73
8.عاشورا وعبرتها ،نشر موسسه قدر ولایت ،چاپ چهارم ،1382-
9.نقش خواص در اتحاد وتفرقه امت ،مجله اندیشه حوزه ،حق پناه ،رضا ،شماره 67
10.پایگاه اینترنتی مجلات نور



نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 توسط حســین اکــرمی